١

یکی تاریخ می نوشت واقعه ای در نظرش اتفاق افتاد، دوستان در ملاقات، مختلف روایت کردند، کتاب خودش را در آتش انداخت گفت همه ی روایات از این قبیل است. از طرف دیگر گفته اند دروغی نیست که از راستی بنیان نگرفته باشد.

ملا گوید:

کی دروغی قیمت آرد نی ز راست

اندر عالم هر دروغ از راست خاست

اگر من کمتر به حواشی رفته ام برای احتراز از روایات نابکار است!

شاید معاصرین طرز مرا ایجاز مخل بدانند، اگر به حواشی می رفتم آیندگان اطناب ممل می خاندند.

در مجله ی یادگار خاندم که کتاب نداریم، کتاب بسیار داریم کتاب خان نداریم از ادب بسیار می گویند و مشتری بی ادبی اند.

٢

در قم بین تلگرافچی انگلیسی و آخوندی مخمصه برپا شد کار به آن جا رسید که از طرف دولت امر به عذر خاهی آخوند از تلگرافچی می کنند حاجی ملاعلی کنی توسل به پدرم می جوید شامپین صاحب رییس کل را به نطقی مجاب می کنند که مکرر در منزل ما شامپاینی خورده بود.


آخوند عباراتی می گوید که به تلگرافچی برمی خورد و او را متقاعد می سازند که ترجمه ی انگلیسی غلط بوده است و تلگرافچی عذر بخاهد حاجی ملاعلی به شکرانه به منزل پدرم می آید و در منزل عمو عکس می اندازند در مبادله ی مکاتبات پدرم سهون رقعه را که در آن امری به دو بغلی شراب شیرازی صلح شده بود برای حاجی می فرستد حاجی عودت می دهد که چنین صلحی بین ما نبود. شراب شیرازی به خصوص در طبابت مورد دارد و فیه منافع للناس خویش را همیشه در منزل داشتیم صرف نظر از میهمان های خارجه به کار دوستان می خورد.

یکی مینایی در دست کسی دیدی گفت مگر فاسقی جواب داد تو خود مگر زانی یی که آلت زنا همراه داری به خاطرم آمد که مستی را نزد شیخ هادی سنگلجی آوردند که خمر خورده است گفت هر کس می شناسد دهانش را بو کند کسی حاضر نشد و آن مست جان به درد برد باز در روایت است که یکی را بنا شد به معصیتی سنگباران کنند عیسا فرمود آن که هیچ معصیت بر ذمه ندارد سنگ اول را بیفکند همه ابا کردند.

الکلام یجر الکلام یکی در خاب شیطان را دید ریشش را گرفت که دشمن بشری و مایه ی هر شر. بیدار شد ریش خودش در دستش بود.

برگرفته از خاطرات و خطرات نوشته ی حاج مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه)

 

 





نویسنده : مهدی شریفی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥
کلمات کلیدی :حاج مهدی قلی هدایت و کلمات کلیدی :خاطرات و خطرات و کلمات کلیدی :تاریخ و کلمات کلیدی :مخبرالسلطنه